شمارهٔ ۹۸
ن ناصر بخارایی
0
Altın Yaprak
نقل است لب تو یا شراب است
یا آتش و دل از او کباب است
یک قطره ز جام توست دریا
یک ذره ز حسنت آفتاب است
شمعی تو و دیده جای تاریک
گنجی تو و جان ما خراب است
گفتی که مرا به خواب بینی
خطیست که احسن الکتاب است
ساقی قدحی که تشنه مردم
سقایی تشنگان ثواب است
نه گنبد چرخ پیش ناصر
چون بر سر جام می حباب است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş