شمارهٔ ۱۹ - در مدح یکی از پادشاهان
ن ناصر بخارایی
0
Altın Yaprak
یا رب این عید مبارک چو همایون قدم است
کز قدومش همه آفاق چو باغ ارم است
صبح عید است به آهنگ صبوحی برخیز
که ز مرغان سحر بلبله در زیر و بم است
از سر مهر برآور نفس گرم چو صبح
تا دمی خوش گذرد زآنکه جهان یک دو دم است
دوش در وصف مه نو سخنی می گفتم
کاین چه شکل است که چون قامت عاشق به خم است
بر سر لوح فلک نون هلالی که نوشت
کافرین باد بر آن دست که زرین قلم است
علم عید مگر باز برافراخته اند
راست آن شکل به خم هیات ماه علم است
یا خود این جام طرب بر طرف تاس سپهر
حلقه نعل زر مرکب شاه عجم است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş