شمارهٔ ۹

ن نشاط اصفهانی
0 Altın Yaprak
بر لاله ژاله می چکد از ابر مشک فام خوش تر ز ژاله باده و بهتر ز لاله جام صبح است و بزم عید و می و مطرب و نبید دولت مدید و بخت سعید و جهان به کام گلزار را طراوت و ایام را نشاط افلاک را سعادت و آفاق را نظام در زلف روی ساقی و در شیشه عکس می کالبدر فی الدجیه و الشمس فی الغمام باشد حلال توبه نباشد دگر ز می باشد حرام باده نباشد اگر به جام باید فروخت سبحه اگر کس خرد به هیچ باید خرید باده اگر کس دهد به وام از طرف جوی می گذرد یار سرو قد یا داده اعتدال هوا سرو را خرام از فیض باد و لطف هوا جاودان زید نقشی اگر بر آب نگارند در منام جذب صبا به گوش رساند صدای آن بگذارد ار پری به چمن در خیال گام اجزای بوستان نه چنان التیام یافت کاجسام را به وهم توان داد انقسام گلزار را بر گویی معشوق و عاشقند کاین تا بگرید آن دگر آید در ابتسام دوشیزگان باغ مگر آگهند ازین کامروز شاه را شده در گلستان مقام کار است باد گلشن و گسترد سبزه فرش آورد ژاله باده و پر کرد لاله جام برخاست سرو و بید فرو برد سر به زیر بگشود دیده نرگس و بر بست غنچه کام تعظیم پیشگاه حضور شهنشه است شمشاد را که گاه رکوع است و گه قیام آن بوستان مکرمت آن آسمان جود خورشید سایه خسرو جمشید احتشام خاقان دهر فتحعلی شاه کز ازل جودش رهین کف شد و فتحش قرین نام ای از پی وجود تو اجسام را نظام اجرام در سجود وجود تو صبح و شام آفاق را ز پاس تو گیرند احتساب ارزاق را ز جود تو یابند خاص و عام سود از تو برد عالم و گنج تو بی زیان آفاق شد مسخر و تیغ تو در نیام از حضرت تو رفته به هندوی چرخ پیک وز سطوت تو داده به ترک فلک پیام از عدل و فضل و رأفت و سطوت سرشته اند ارکان دولتت که مصون باد از انهدام ملکت مزاج دید ز اضداد معتدل نبود عجب پذیرد اگر تا ابد قوام آری در اعتدال حقیقی وجود نیست ور هست ایمن است ز آسیب انعدام هنگام احتیاج توان دید دست تو کز جرم آفتاب توان دید در ظلام ابر کفت به ریزش و آنگه بقای آز خورشید پرتو افکن و آنگه لقای شام آسوده است خصم تو از خصمی سپهر صید زبون نبیند هرگز زیان ز دام بر رتبت تو دست که یابد به پای سعی آری بر آسمان نتوان شد به اهتمام مستی نیاورد دگر آب رزان اگر افتد ز عکس رای تو یک لعمه بر غمام بر چار چیز باد تو را وقف چار چیز تا وقف راست شرط که دارند مستدام بر ذات تو ستایش و بر جود تو سپاس بر گنج تو فزایش و بر ملک تو دوام شوق تو در روانم و ذوق تو در وجود نام تو بر زبانم و مدح تو در کلام

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.