کیان اندوه
ر رهی معیری
0
Altın Yaprak
نی افسرده ای هنگام گل روید ز خاک من
که برخیزد از آن نی ناله های دردناک من
مزار من اگر فردوس شادی آفرین باشد
به جای لاله و گل خار غم روید ز خاک من
مخند ای صبح بی هنگام که امشب سازشی دارد
نوای مرغ شب با خاطر اندوهناک من
نیم چون خاکیان آلوده گرد کدورت ها
صفای چشمه مهتاب دارد جان پاک من
چو دشمن از هلاک من رهی خشنود می گردد
بمیرم تا دلی خشنود گردد از هلاک من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş