مکتب عشق
ر رهی معیری
0
Altın Yaprak
هرشب فزاید تاب و تب من
وای از شب من وای از شب من
یا من رسانم لب بر لب او
یا او رساند جان بر لب من
استاد عشقم بنشین و برخوان
درس محبت در مکتب من
رسم دورنگی آیین ما نیست
یکرنگ باشد روز و شب من
گفتم رهی را کامشب چه خواهی
گفت آنچه خواهد نوشین لب من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş