شمارهٔ ۱۳۹
س ساغر کنگاوری
0
Altın Yaprak
ای برده سبق جمالت از ماه
وز دلبریت تبارک الله
از غیرنوازیت صد افسوس
وز دوست گدازیت دو صد آه
جز عشق نداد درسم استاد
لله جزاه طاب مثواه
از عقل صلاح خود مجویید
بالعشق توکلوا علی الله
فرصت شمر این بقیه عمر
در میکده شو مقیم درگاه
پرهیز کن از صلاح زاهد
مشنو سخنان شیخ گمراه
ماییم گدای درگه دوست
داریم هزار فخر بر شاه
از حالت مستیم مپرسید
سری ست حدیث لی مع الله
گویند فسانه بر زبان ها
کس نیست ز سر وحدت آگاه
افسانه مخوان بده شرابی
مردیم ز غصه قصه کوتاه
ساغر نه رواست توبه از می
ته جرعه بنوش گاه و بی گاه
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş