شمارهٔ ۳۸۷
س سعیدا
0
Altın Yaprak
ساقیا در گرد کن جام پیاپی زود باش
نشیه دیگر می دهد می بر سر می زود باش
شعله ای از عشق پیدا کن که پیری می رسد
بر فروز آتش که آمد موسم دی زود باش
انتقام ناز او از ما فقیران می کشی
داد ما را هم ستان این چرخ از وی زود باش
جاده مقصود را نام و نشان معلوم نیست
هرکه را بینی در این رهرو پیاپی زود باش
یک نفس باشد که با او خویشتن همدم کند
ساز خود را از خودی کن پاک چون نی زود باش
این غزل را صایبا هم ای سعیدا گفته است
های هایی سر کن ای بی درد هی هی زود باش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş