شمارهٔ ۱۲۶
ص صغیر اصفهانی
0
Altın Yaprak
دور هجران را مگر اتمام نیست
یا مگر صبح از پی این شام نیست
با که بفرستم غم دل را بدوست
چون صبا هم محرم پیغام نیست
نی منت تنها به دام افتاده ام
کیست آنکو بسته این دام نیست
خوانده ام تاریخ دور روزگار
هیچ دوری به ز دور جام نیست
چون دل من عاشقی آغاز کرد
گفتم آعاز تو را انجام نیست
هر کسی کامی گرفت از یار خویش
کس چو من در عاشقان ناکام نیست
عاشقی را شرط بی اندازه است
این قبا زیبا به هر اندام نیست
گر طریق عشق می پویی صغیر
پخته شو کاین ره ره هر خام نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş