شمارهٔ ۱۷۵
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
کدام دل که ز تاب حسد گداخته نیست
که عندلیب بجز در شکست فاخته نیست
نوای تازه ز مرغان این چمن مطلب
که هیچ نغمه درین پرده نانواخته نیست
کدام جام و صراحی چه شیشه و ساغر
همین کدو ست درین انجمن که ساخته نیست
صفا ی دل همه از فیض آتش عشق است
که موم صاف نباشد اگر گداخته نیست
جدا ز ابرو ی او در نظر سلیم مرا
هلال عید کم از تیغ برفراخته نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş