شمارهٔ ۱۷۶
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
سخن ما که بتان را غم کس یک مو نیست
با همه سنگدلان است همین با او نیست
شرح مخموری آن چشم چه سان بنویسم
قلم نرگس مست و ورق آهو نیست
مستی از چهره برافروختن ما گل کرد
ورنه چون لاله می ساغر ما را بو نیست
مطلب کام که در کشور هند ای درویش
تن مردم همه چرب است ولی پهلو نیست
زین حریفان فرومایه کسی قابل آن
که نهم سر به سر او بجز از زانو نیست
می کشیدن به سر کوچه و بازار سلیم
از حریفان همه نیکوست ز ما نیکو نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş