شمارهٔ ۲۰۷
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
به گلشن بی تو سروم دود آه است
به چشمم سبزه چون مژگان سیاه است
دلم را یاد تیغش تازه دارد
چو آن آبی که در برگ گیاه است
به خاک راه او از سنگ طفلان
تنم چون سایه سر تا پا سیاه است
چه سان خورشید گویم روی او را
که مصحف را غلط خواندن گناه است
سلیم از راه خوبان برنخیزد
چو نقش پا کسی کو سر به راه است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş