شمارهٔ ۲۰۸
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
همچو بلبل دلم غمین گل است
غنچه گردیده در کمین گل است
در دلم درد نایب عیش است
بر سرم داغ جانشین گل است
از نسیمی شکفته می گردد
خنده گویا در آستین گل است
شادی دهر را شگونی نیست
خنده گل دم پسین گل است
داد بستان ز جام باده سلیم
که خزان سخت در کمین گل است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş