شمارهٔ ۲۳۶
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست
ماهیان تشنه را ذوقی ز جوی شیر نیست
باعث محرومی ما طالع نااهل ماست
ورنه در اهلیت معشوق ما تقصیر نیست
تا ز آزادی کشیدم دست از کار جهان
خاتم جم بی فغان چون حلقه ی زنجیر نیست
جامه همچون پوست دایم در تنم بی دامن است
بس که ایمن خاطرم زین خاک دامنگیر نیست
سرنوشت خویش را دانسته ایم از ما مپرس
خواب چون آشفته باشد صرفه در تعبیر نیست
کی توان اصلاح کردن کار عاشق را سلیم
خانه ما از خرابی قابل تعمیر نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş