شمارهٔ ۴۷۸
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
چه غم دارد مرا از خویش اگر محروم می سازد
که شمع بزم ما پروانه را از موم می سازد
صباحت چیست چون پای ملاحت در میان آید
ندیده هند را قیصر از آن با روم می سازد
چه حاصل دارد از دست فلک آه و فغان کردن
که ظالم را همیشه ناله مظلوم می سازد
به آن جغدی که در معموری او را خلق نگذارند
نشان ده خانه ما را که ما را شوم می سازد
سلیم از خاک یونان محبت شد خمیر من
ز من پیر خرد مجهول ها معلوم می سازد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş