شمارهٔ ۴۷۷
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
نوبهار آمد که روی باغ را گلگون کند
سوز را در رقص آرد بید را مجنون کند
کرد ظاهر غنچه ی گل را بهار از شاخسار
همچو طوطی کز قفس منقار را بیرون کند
ضعف ما از قوت عشق است کو صاحبدلی
تا چو مو باریک گردد فکر این مضمون کند
در گلستانی که چون من بلبلی شد نغمه ساز
باغبان را زاغ اگر چشمش بود بیرون کند
صد خیابان سرو یک دم می شود موزون سلیم
باغبان گر می تواند مصرعی موزون کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş