شمارهٔ ۵۳۲
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
دل بی لبت شکفته به ساغر نمی شود
کاری ست این که بی تو میسر نمی شود
ما عاجزان به عشق تو پیوند چون کنیم
دندان مور قبضه خنجر نمی شود
در کارها به صورت و معنی تفاوت است
آیینه همچو سد سکندر نمی شود
پای ادب دراز به اندازه می کنیم
از ما کسی چو آب گهر تر نمی شود
دل می برد پیام به قاصد چه حاجت است
پرواز کبک همچو کبوتر نمی شود
هرگز کسی سلیم مربی خود نشد
تقصیر قطره نیست که گوهر نمی شود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş