شمارهٔ ۶۴۷
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
مشاطه را جمال تو دیوانه می کند
کآیینه را خیال پریخانه می کند
خورشید را به کوچه ی زلفت نشد نصیب
آن عشرتی که شبپره ی شانه می کند
سر بر زمین نهد پی نفرین عاقلان
طاعت چنین خوش است که دیوانه می کند
گل چون چراغ چهره برافروخت در چمن
بلبل تلاش منصب پروانه می کند
تسبیح کردن است گر از روی اعتقاد
انگور در کنشت کسی دانه می کند
امشب سلیم ساقی بزمم خراب ساخت
من مستم او شراب به پیمانه می کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş