شمارهٔ ۶۹۵
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
هر کجا گرم است بازار ادب محجوب باش
فتنه ای در هر کجا گل می کند آشوب باش
صولت جلاد را حاجت به تیغ تیز نیست
طفل خونریز مرا شمشیر گو از چوب باش
خامه دایم از زبان خویش زحمت می کشد
بی زبان با خوبرویان حرف زن مکتوب باش
همچو شاخ گل طبیب هر دماغ آشفته شو
هوشمندان را گل و دیوانگان را چوب باش
دختر رز گر همه باشد مشو سرگرم او
در طریق عشقبازی امت یعقوب باش
در میان جاهل و کامل بود فرقی سلیم
مدعی گر با تو بد باشد تو با او خوب باش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş