شمارهٔ ۷۶۹
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
ای خوش آن ساعت که روی خنجری رنگین کنم
در میان خود خود بال و پری رنگین کنم
یک شب ای شاخ گل رعنا در آغوشم درآ
کز فروغ عارضت دوش و بری رنگین کنم
در کف خود لاله ی دل را ندیدم یک نفس
زین حنا تا چند دست دیگری رنگین کنم
نوبهار عمر رفت و بخت بد یاری نکرد
کز گل وصل تو روی بستری رنگین کنم
ملک معنی را گرفتم وقت آن آمد سلیم
همچو شمع از سرفرازی افسری رنگین کنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş