شمارهٔ ۸۷
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
سخن ماست سربسر مرغوب
گرچه پیچیده است چون مکتوب
چشم از جلوه های قامت دوست
همچو دریا پر است از آشوب
خاک از بس که رفتم از دل شد
پنجه ام ریشه ریشه چون جاروب
دوستی نیست رحم بر کاهل
آتش مرده زنده گشت به چوب
خصم بدگوی شد سلیم چنان
که به تهدید هم نگوید خوب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş