شمارهٔ ۱۰۰
ا امیر شاهی سبزواری
0
Altın Yaprak
سرو ما را هر زمان دل می کشد سوی دگر
چون گل رعنا که دارد هر طرف روی دگر
هر که دارد روی دل در قبله دیدار او
سهو باشد سجده در محراب ابروی دگر
در طریق دوستی ثابت قدم چون خاک باش
چون صبا تا چند هر دم بر سر کوی دگر
جان بیمار مرا تاب شکیبایی نماند
ای طبیب ار عاقلی جز صبر داروی دگر
پند گویا بیش از اینم در صف طاعت مخوان
زشت باشد روی در محراب و دل سوی دگر
موسم نوروز و من در کنج تنهایی اسیر
هر کسی در سایه سرو و لب جوی دگر
گر دل شاهی به دشنامی بجویی دور نیست
زان که همچون او نمی بینم دعاگوی دگر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş