شمارهٔ ۷۲
ا امیر شاهی سبزواری
0
Altın Yaprak
جان به یاد تو یاد کس نکند
دل ز غم خوردن تو بس نکند
به فراق تو خو کنم ناچار
بختم ار با تو همنفس نکند
اگر این بار جان برم ز غمت
دگرم عاشقی هوس نکند
دل که بگریخت زان شکنجه زلف
تا عدم روی باز پس نکند
یار ما تند می رود چه کنم
گر نگاهی ز پیش و پس نکند
راندی از کوی خویش شاهی را
آنچه کردی تو هیچکس نکند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş