شمارهٔ ۳۵ - بازار سنبل
ش شاطر عباس صبوحی
0
Altın Yaprak
ترک من چون حلقه مشکین کاکل بشکند
لاله را دلخون کند بازار سنبل بشکند
ور خرامان سرو گلنارش کند میل چمن
سرو را از پا در اندازد دل گل بشکند
تا هلال ابروی جانان ز چشمم دور شد
اندر این ره سیل ها باشد که صد پل بشکند
چون نسیم صبحگاهی پرده گل بردرد
خار غم اندر دل مجروح بلبل بشکند
ای صبوحی سر و حدت را ز دست خود مده
تا خیال زهد و تقوا را توکل بشکند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş