شمارهٔ ۱۵۸
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
ای نگاه شفقت آمیزت مرا از جان لذیذ
هرچه باشد در جهان خوشتر مرا از آن لذیذ
هست در کامم گوارا تلخی زهر غمت
گرچه باشد در مذاق هر گدایی نان لذیذ
من گرفتارم کنون با درد بی درمان تو
شربتی بیمار را کی باشد از درمان لذیذ
جانب ما مستمندان کن خدا را یک نظر
هیچ نبود در جهان نیکوتر از احسان لذیذ
مردم از فریادت ای رشک بتان کابلی
گوییا باشد به گوشت ناله افغان لذیذ
حرفی از لعل تو باشد گوهر قیمت بها
می نباشد هر متاعی کش بود ارزان لذیذ
در سخن طغرل طریق پختگان را پیشه کن
میوه ات گر خام باشد نیست در دندان لذیذ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş