شمارهٔ ۱۶۱
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
کس نباشد به سیر این گلزار
تا کند امتیاز گل از خار
بر حصول مزارع امید
دانه های سرشک غم می کار
غره منشین که فتنه ها دارد
گردش انقلاب لیل و نهار
هست در ساز عاشقان اثری
نیست این زیر و بم به موسیقار
مثل دهر خواب خرگوش است
گرچه باشد دو چشم او بیدار
قوت جذب عشق می آرد
سر منصور ما به پای دار
رتبه تخت جم شود حاصل
عاشقان را ز سایه دیوار
از سر دل گذر چو من اکنون
آرزویت بود اگر دلدار
سحر زاهد نگر که می باشد
شعبه ای از فسونش استغفار
بس که در زلف شاهدان چمن
زده مشاطه آب و رنگ بهار
همچو آیینه دشت و کوه و دره
می نماید به چشم من هموار
بخت بد بر سرم نشسته چنان
چغد ویرانه بر سر دیوار
امتیازی نمی توان کردن
حلقه زلف او ز حلقه مار
طغرلم محو مصرع بیدل
کم ما هم مدان کم از بسیار
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş