شمارهٔ ۱۷۱
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
ای روی تو آفتاب خاور
لعل لب تو زلال کوثر
صد معجزه مسیح داری
افسوس که نیستی پیمبر
فرق تو میان خوبرویان
چون فرق عرض بود ز جوهر
گر مصر جمال را عزیزی
یوسف نبود تو را برابر
ای آمده با قد بلندت
شمشاد غلام و سرو چاکر
همشیره کهتر تو مهتاب
خورشید بود تو را برادر
خاک قدم تو کحل بادا
در چشم سپهر چرخ اخضر
از خاک عدم به ذوق خیزم
رانی به سرم تو گر تکاور
امروز شکسته بیت طغرل
بازار نبات و نرخ شکر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş