شمارهٔ ۲۴۶
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم
که شد شهپر پرواز عنقا کلک تصویرم
شبی چون زلف رفتم در خیال محبس رویش
همین افسانه دورست خواب صبح تعبیرم
چه می پرسی به مجنون نسبت رسوایی ما را
توان رمز جنون فهمید از ساز بم و زیرم
به رنگ بی خودی چون ناله می خواهم روم سویش
خیال حلقه آن زلف شبرنگست زنجیرم
درین وادی غبار جرأتم ز آرام رم دارد
که چون وحشت به زیر سایه مژگان نخچیرم
سمند ناله ای در زیر بار سرمه کی ماند
به قلاب نفس از راه خاموشی زمینگیرم
خدنگ فکر من باشد حریف هر نشان طغرل
تو پنداری که از بال رسا آمد پر تیرم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş