شمارهٔ ۲۸۹
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتی
با کف از میخانه الطاف جامی داشتی
از بهار عارضت نظاره ام می چید گل
چون نگه در خانه چشمم مقامی داشتی
انجمن آرای بزم ما حدیث وصل بود
حیف گفتاری که زان شکر به کامی داشتی
از طریق و شیوه عهد و وفا گشتی برون
با مروت بین خوبان گرچه نامی داشتی
مژده و پیغام قاصد بود انفاس مسیح
از لب جان بخش با ما گر پیامی داشتی
خاص بود مر عام را و عام بود مر خاص را
از نوازش ها که لطف خاص و عامی داشتی
کلبه ما طغرل از خورشید پرتو می زند
سوی این کاشانه گویا سیر بامی داشتی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş