شمارهٔ ۵۱
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
هرکس که گل چید از گلشن شب
افتاد نانش در روغن شب
چون عقد پروین حاصل توان کرد
گر خوشه چینی از خرمن شب
دادست زینت خیاط قدرت
از تکمه زر پیراهن شب
ره می توانی بردن به مقصد
در زیرت آید گر توسن شب
آسان نیاید اندر کف کس
گنجیست پنهان در مخزن شب
بیدار می شو باشد که بینی
صبح سعادت از دامن شب
صد در قیمت آید به دستت
گر راه یابی در معدن شب
کردست گویا مشاطه صنع
عقد ثریا در گردن شب
در ملک زلفش خواهید رفتن
غافل مباشید از رهزن شب
آید به گوشت فریاد طغرل
گر بهره گیری از شیون شب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş