شمارهٔ ۸۶
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
سرخط مشق جنون زلف پریشان کیست
سرمه بخت سیه نرگس فتان کیست
گر نه خدنگ تو را سینه من شد هدف
بر دل مجروح من ناوک پیکان کیست
ضبط عنان نفس بس که مرا مشکل است
هیچ ندانم که دل در خط فرمان کیست
عکس تو نبود اگر بر دل من جلوه گر
دیده آیینه ام این همه حیران کیست
می رود از چشم من دم به دم از بیخودی
اشک پریشان من گوی گریبان کیست
غنچه لعلش نشد بی ره تنبول من
سرخی یاقوت او آتش مرجان کیست
منظر چشمم اگر نیست تو را منتظر
در ره سیل بلا خانه ویران کیست
سایه مژگان او سوزن جیبم نشد
رشته آهن دلم بخیه دامان کیست
طغرل شیرین سخن معنی بیدل نگر
قامت برجسته ات مصرع دیوان کیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş