شمارهٔ ۱۴۱ - احمدجان
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
ارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کند
غنچه از خندیدن لعل تو دلتنگی کند
حسن یوسف را اگر پروین برای امتحان
با ترازو برکشد کی با تو همسنگی کند
مانی چین گر ببیند چین ابروی تو را
در تتبع خانه چین نقش ارژنگی کند
در طریق مدح تو در ساحت دشت ورق
رایض کلک من از پا افتد و لنگی کند
جامه ای با قامتت گر از سخن دوزم ولی
صد قبای ناز اندر قامتت تنگی کند
ای گل باغ لطافت از کدامین گلبنی
هرکه رخسار تو بیند بلبل آهنگی کند
نسبت خورشید با روی تو باشد همچنین
آن تصورها که افیون بر سر بنگی کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş