شمارهٔ ۲۵ - سر عشق
ت ترکی شیرازی
0
Altın Yaprak
هر که را عشق دلبری به سر است
میتوان گفتنش که خود بشر است
وآنکه از عشق بی خبر باشد
جانور بلکه کم زجانور است
ما سوی را به نیم جو نخرد
هرکه از سر عشق باخبر است
عشق گنج است و عاشقی گنجور
عشق دریا و عاشقی گهر است
هر که عاشق نشد در این عالم
به مثل چون درخت بی ثمر است
عاشقی نیست کار بوالهوسان
که ره عشق راه پر خطر است
عاشقان را شروط بسیار است
کاولین شرط ترک جان و سر است
پا به میدان عشق هر که نهاد
سینه اش تیر عشق را سپر است
عاشقی پیشه حسین علی است
که در آفاق نام او سمر است
جان به قربان نام آن عاشق
که زجان نام او عزیزتر است
ترکیا عشق از حسین آموز
که چنین عشق عشق با اثر است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş