شمارهٔ ۴۴۸
و واعظ قزوینی
0
Altın Yaprak
میتواند لعل او شد بامی کوثر طرف
فتنه مژگان شوخش با صف محشر طرف
صحبت اوراق گل با هم دو روزی بیش نیست
الفت نازک مزاجان زود گردد بر طرف
منعم و درویش همدوشند در دیوان عدل
در ترازو سنگ بی قیمت بود با زر طرف
پایمال برق گردد خرمنی کز منع بخل
چون زر گل نیست آن را دامنی از هر طرف
گر سپر داری کند سرپنجه خورشید عدل
پیر زالی میتواند گشت با سنجر طرف
دست در افتادگی زن پیش موج حادثات
میشود با بحر از افتادگی لنگر طرف
نیست با واعظ جز اخلاص از رسوم دوستی
هر که از روی شکوه دارد باشدش حق برطرف
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş