غزل شمارهٔ ۳۵۰
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
هر که را ذوق دین پدید آید
شهد دنیاش کی لذیذ آید
چه کنی در زمانه ای که درو
پیر چون طفل نا رسید آید
آنچنان عقل را چه خواهی کرد
که نگونسار یک نبید آید
عقل بفروش و جمله حیرت خر
که تو را سود زین خرید آید
این نه آن عالمی است ای غافل
که درو هیچکس پدید آید
نشود باز این چنین قفلی
گر دو عالم پر از کلید آید
گر در آیند ذره ذره به بانگ
آن همه بانگ ناشنید آید
چه شود بیش و کم ازین دریا
خواجه گر پاک و گر پلید آید
هر که دنیا خرید ای عطار
خر بود کز پی خوید آید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş