شمارهٔ ۱۲۲
آ آذر بیگدلی
0
Altın Yaprak
اگر نه احتراز از شادی اغیار می کردم
به هرکس می رسیدم شکوه ای از یار می کردم
ز من بی رحمی ات کس نشنود چون پیش ازین مردم
تو را بی رحم می گفتند و من انکار می کردم
به امیدی که فردا پیش او گویند حال من
به آه و ناله دوش احباب را بیدار می کردم
خوشا روزی که چاک سینه اهل محبت را
چو می دیدم خیال رخنه دیوار می کردم
اگر طبعش ز من آزرده شد آذر سزای من
چرا در بزم او بدگویی اغیار می کردم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş