شمارهٔ ۲۶۴
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
لب شیرین تبسم خندة سحرآفرین دارد
ز خوبی هر چه دارد نازنینم نازنین دارد
در آزار دل من ضبط خود کی می تواند کرد
که از صد عاشق بی خان و مان زلفش همین دارد
شب دیجور کرد اظهار همچشمی او روزی
سر زلفش هنوز از ننگ این چین بر جبین دارد
منم فرمانروای کشور دیوانگی اکنون
که نقش پای من این عرصه را زیر نگین دارد
نمی دانم چه می خواند به من فیاض جادوگر
ولی می دانم امشب هر چه خواند آفرین دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş