شمارهٔ ۲۶۶
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
به گوشه چشم سیاهت نگه به من دارد
سیاه مست ندانم دگر چه فن دارد
به هدیه جان دهم از بهر بوسه ای و هنو
درین معامله لعل لبت سخن دارد
تویی که جای به یک دل نمی کنی ورنه
همیشه گل چمن و شمع انجمن دارد
به یاد روی که دل پاره پاره شد یارب
که ناله جیب پر از برگ یاسمن دارد
به یاد زلف که فیاض مشک ساست دلم
که دشت سینة من طعنه بر ختن دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş