شمارهٔ ۲۶۷
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
از بس که هوای دهن تنگ تو دارد
دل در تپش بیخودی آهنگ تو دارد
یکرنگی من با تو همین منصب دل نیست
هر قطرة خون در تن من رنگ تو دارد
از سخت دلی های تو مأیوس نشد دل
این شیشه امید دگر از سنگ تو دارد
در چشم کسی جا نکنم گر تو برانی
کی صلح کسی چاشنی جنگ تو دارد
تا حشر دگر مفلسی درد نبیند
فیاض ز دردی که دل تنگ تو دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş