شمارهٔ ۳۱۲
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
که می تواند از پیش یار برخیزد
نشسته ایم که از ما غبار برخیزد
به اضطرار سپردیم خویش را در عشق
بگو ز مجلس ما اختیار برخیزد
دمی که سرمة خطش نمی کشم در چشم
ز دیده جای نگاهم غبار برخیزد
هلاک تربیت مجلسی شوم که در آن
خزان اگر بنشیند بهار برخیزد
نصیب زورق فیاض باد طوفانی
که موج صد خطرش از کنار برخیزد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş