شمارهٔ ۴۰۲
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود
نه صدف را سینه کردم چاک یک گوهر نبود
سیر آتش خانه ها کردم به بال شعله دوش
آنقدر گرمی که در دل بود در اخگر نبود
گرد غم تا رفته شد از سینه دل افسرده شد
پشت گرمی های آتش جز به خاکستر نبود
ذوق بی بال و پری ها کار ما را خام کرد
ورنه در بزمش دل از پروانه ای کمتر نبود
جلوة پرواز زنجیرست بی دیدار گل
بلبلان را بی تو دامن همچو بال و پر نبود
قسمت ما یک دو ساغر خون دل در شیشه داشت
ورنه شمشیر ترا تقصیر در جوهر نبود
سوزش دل دوش روی اشک ما را سرخ داشت
پیش ازین فیاض تابی اندرین گوهر نبود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş