شمارهٔ ۴۹۲
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
سخن به وادی انصاف کرده راه غلط
که کرد نسبت روی ترا به ماه غلط
رست بود ره عشق تا بیابان بود
گذر به جاده ای افتاد و گشت راه غلط
به هر کجا که روی خویش را به عشق سپار
نکرده گمشدة عشق ره به چاه غلط
به درد هر چه طلب کرده ایم یافته ایم
کمان درد نینداخت تیر آه غلط
سریر عزت از افتادگی به ماه رسید
حدیث مال غلط بود و حرف جاه غلط
نظر به نامة اعمال کردم و دیدم
که هم سفید غلط بود و هم سیاه غلط
فرشته راهنما بود در خراباتم
فکنده دیو رهم را به خانقاه غلط
اگر نظیر تو در وهم نقش بست رواست
که احولست و کند زود در نگاه غلط
به سهو هم نکند گاه طاعتی فیاض
ز بیم آنکه شود نامة گناه غلط
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş