شمارهٔ ۲۲۴
ق قصاب کاشانی
0
Altın Yaprak
نمی رفتم برون از جاده گر هشیار می بودم
به منزل می رسیدم گر شبی بیدار می بودم
درشتی پیکرم را زیر دست کوهکن دارد
نمی خوردم بر اعضا تیشه گر هموار می بودم
ز گردون شکوه بیجا چه گویم ز آنچه خود کردم
نمی بودم غمین گر خویش را غمخوار می بودم
ز غم چون شمع از شرح غمت خاموش می گشتم
زمانی گر ز شغل خویشتن بی کار می بودم
تو آن روزی که با رخسار چون گل در چمن بودی
چه می شد گر من آن خار سر دیوار می بودم
جدا کی می نمودم دیگر از دل عکس جانان را
اگر آیینه آسا محرم اسرار می بودم
به پیش چشمم اطراف چمن می بود زندانی
زمانی بی تو گر در جانب گلزار می بودم
در این دیر کهن قصاب نزد زاهدان من هم
اگر می داشتم سر صاحب دستار می بودم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş