شمارهٔ ۲۸۰
ق قصاب کاشانی
0
Altın Yaprak
به خطش می توان گردید رام آهسته آهسته
که قرآن می توان خواندن تمام آهسته آهسته
ز صیادی که من می بینم اینک می کشد آخر
به بوی خال عالم را به دام آهسته آهسته
رخت چون دید زان رشگی که می دارند مهرویان
هلالی شد ز غم ماه تمام آهسته آهسته
گرانی های پا از سایه می سازد زمین گیرم
به هر جا می نهم از ضعف گام آهسته آهسته
گهی در تاب زلفم پاره ای در تاب رخسارم
به حسرت می گذارم صبح و شام آهسته آهسته
فلک قصاب گویی در جهان خون سیاووش است
ز من می گیرد اینک انتقام آهسته آهسته
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş