شمارهٔ ۲۹۸
ق قصاب کاشانی
0
Altın Yaprak
جان من گر شدی از صحبت من سیر بگوی
گر شدی از من ماتم زده دلگیر بگوی
تو شکار افکن و من صید تو بی مهری چیست
گر نداری سر صیادی نخجیر بگوی
هرچه گفتم به تو از روی وفا نشنیدی
گر ندارد سخنم پیش تو تأثیر بگوی
این همه دوستی و مهر به اغیار چرا
گر مرا هست جوی پیش تو تقصیر بگوی
روز و شب از من محنت زده رو گردانی
که برآورده تو را باز به تسخیر بگوی
باز اگر دست بیابی به وصالش قصاب
این سخن ها که تو را هست به تفسیر بگوی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş