شمارهٔ ۷۰
ق قصاب کاشانی
0
Altın Yaprak
آن کس که بار عشق به آهی کشیده است
باشد چنانچه کوه به کاهی کشیده است
چون صید زخم خورده من دل شکسته را
چشم تو بر زمین به نگاهی کشیده است
بهر شکست دل مژه ها بسته اند صف
یا پادشاه غمزه سپاهی کشیده است
از آفتاب عارضت آمد بریر زلف
دل خویش را به طرفه پناهی کشیده است
روی تو را گرفته خط سبز در میان
یا هاله گرد عارض ماهی کشیده است
قصاب دهر سفله تو را بهر پایمال
چون خار جاده بر سر راهی کشیده است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş