شمارهٔ ۷۱
ق قصاب کاشانی
0
Altın Yaprak
منم که وصف تو آرایش بیان من است
حلاوت سخنت قوت زبان من است
سراغ منزلم از گلستان چه می پرسی
بلند شعله ز هرجا شد آشیان من است
شهید عشق تو جاوید زنده می ماند
نسازم ار به فدای تو جان زیان من است
ز آتشی که مرا در دل است بعد وفات
چراغ روی مزار من استخوان من است
کند گر آب مثال من آب آینه را
غبار خاطر من جسم ناتوان من است
به درگه تو برآورده ام کف حاجات
که آستان عزیز تو آسمان من است
یکی است نور درون و برون من قصاب
چو شمع آنچه به دل هست در زبان من است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş