شمارهٔ ۱۰۲
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
دامن فشاند و شمع مزارم به باد داشت
گویا همان شکایت عاشق به یاد داشت
چشم سفید گشته مرا صبح وصل شد
از بس وفا به وعده او اعتماد داشت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş