شمارهٔ ۲۵۴
ج جهان ملک خاتون
0
Altın Yaprak
مرا بر در تو سر بندگیست
که از بندگی تو فرخندگیست
منم ناامید و به درگاه تو
امیدم به روز فروماندگیست
چو نرگس سر افکنده ام پیش تو
سرافرازیم در سر افکندگیست
اگر مؤمنم یا که مجرم چه باک
مرا کار با حلقه بندگیست
به بحر جهان هست گوهر بسی
ولی خوبیش در نمایندگیست
اگر غمزه اش قاتلم شد چه شد
لب لعل تو مایه زندگیست
نشد خاطرم جمع چون زلف او
که سعی وی اندر پراکندگیست
چو بید ای دل از باد لرزان مشو
ثبات قدم را پسندیدگیست
ببین سرو چون هست ثابت قدم
ثبات قد او ز پایندگیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş