شمارهٔ ۲۲
ج جنید شیرازی
0
Altın Yaprak
سال ها خاک ره عشق به مژگان رفتیم
تا شبی در حرم وصل تو خوش دل خفتیم
اشک خون بر دل ما گشت روان بسیاری
تا به الماس بیان گوهر معنی سفتیم
سروری می طلبی خاک ره مردان باش
با تو ما این سخن از عالم باری گفتیم
سخن راه روان است که گر نشناسیم
جای آن است که از مقصد خود دور افتیم
این سعادت هم از آن است که در مکتب عشق
هر چه استاد خرد گفت به جان پذرفتیم
مهر سلطان بقا در دل ما منزل نیست
که به جاروب فنا صحن فنایش رفتیم
طاق گشتیم ز لذات جهان هم چو جنید
تا به امروز که با شاهد معنی جفتیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş