شمارهٔ ۱۴۰
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
آه از بیداد چرخ دون که گردید از جفا
آتش افروز بلا در دودمان مصطفا
داد از بی مهری چرخ ستم پرور که کرد
زهر غم در کاسه لب تشنگان کربلا
آه از مظلومی آن ثالث هشت و چهار
داد از ناکامی آن خامس آل عبا
آه از تنهایی آن قرة العین بتول
داد از حالی که رفت آندم به شاه اولیا
آه از درد جگرسوزی که بر زهرا رسید
داد از محرومی آن نور چشم مرتضا
آه از داغی که تا دنیاست نپذیرد علاج
داد از دردی که باشد تا قیامت بی دوا
بعد ازین جویا من و توفیق طوف درگهش
بعد ازین دست من و دامان دشت کربلا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş